کلیشه...

للحق..

اگه از اول سال تا حالا آمار می گرفتیم می دیدیم که هر کدوم از معلم ها حداقل بیست بار به ما گفتن بچه ها زندگی همش درس نیست .کمی هم تفریح کمی هم نشاط ...کمی هم زندگی! بیابن به دور و برمون نگاه کنیم .ما تهش چی می شیم؟ خیلی که درس بخونیم تهش یا خانم دکتر می شیم یا خانم مهندس .تازه شاید به قول یکی از معلم ها هیچ کدوم رو هم نشیم و تهش بشیم خانمه دکتر!!!نمی دونم اینی که می گم رو قبول دارین یا نه؟ دقت کردین وقتی خانم رودگر گفتش بچه ها این دهه روزه خیلی سفارش شده . بیشتر از نصف بچه های دوم اون دهه رو  روزه گرفتن.چرا؟چارچوب...زندگیمون رو تویه یه چارچوب قرار دادیم . صبح ساعت شش  از خواب بیدار می شیم اتوماتیک می ریم وضو می گیریم بدون این که هیچ کس چیزی به ما بگه یا از ما توقعی داشته باشه.به عنوان نماز یه نوکی هم به زمین می زنیم و لباس فرم  روهم مثل همیشه تنمون می کنیم و اگه مثل من خواب الود باشین همون ده دقیقه مونده به اومدن سرویس رو هم روی مبل ولو میشین.توی مدرسه رو هم که خودتون بهتر از من می دونید. یه روتین واقعی. شاید به خاطر همین بود که حرف خانم نافذکلام و خانم رودگر یه تکون اساسی به ما داد. اره اون دهه رو خیلی از بچه های دوم روزه بودن.تو بگو همه جو گیر شدن ولی من می گم اشکالی نداره.حالا گیریم همگی با هم جو گیر شده بوده باشیم اشکالی نداره خدا می بخشه.بیاین از این به بعد حداقل سالی یه بار هم که شده جو گیربشم. بیاین خارج شیم از این جو دکتر مهندس شدن. بیاین به قول خانم کاظمی آدم شیم. شرمنده....نمی خواستم تلخ بنویسم. ولی شد.باز هم شرمنده....با این که این نوشته تلخ شد ولی خوشحالم.خیلی خوشحال.خوشحالم از این که میبینم هنوز روی زمین آدم هایی موندن که هر چند وقت یه بار جو گیر می شن. و از اون بیشتر خوشحالم به خاطر اینکه من هم بین اون ها زندگی می کنم.شرمنده...باز هم شرمنده...


نقطه سر سطر، بچه ها! بنویسید
با خط درشت عشق رابنویسید
تکلیف شب شماست در دفتر دل
صد مرتبه از روی خدا بنویسید

 

 

/ 1 نظر / 6 بازدید